ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
پاسخ: آنچه در پرسش به آن اشاره شده است، در منابع روایی کهن و حتی مجامع روایی ثانویهای چون «بحار الأنوار» وجود ندارد، ولی در کتاب «إلزام الناصب فی إثبات الحجة الغائب(عج)» نوشته علی حایری یزدی (متوفای 1323 هـ.ق)، جملاتی را از کتابی با نام «الموائد» اینگونه نقل میکند:
«زمانی که حضرت قائم(عج) ظهور میکند، [کنار کعبه] ما بین رکن و مقام میایستد و پنج ندا میدهد:
الأول: ألا یا أهل العالم أنا الإمام القائم؛ آگاه باشید ای جهانیان که منم امام قائم.
الثانی: ألا یا أهل العالم أنا الصمصام المنتقم؛ آگاه باشید ای اهل عالم که منم شمشیر انتقام گیرنده.
الثالث: ألا یا أهل العالم إن جدّی الحسین قتلوه عطشان؛ بیدار باشید ای اهل عالم که جد من حسین را تشنه کام کشتند.
الرابع: ألا یا أهل العالم إنّ جدّی الحسین علیه السّلام طرحوه عریانا؛ بیدار باشید ای اهل عالم که جدّ من حسین را برهنه روی خاک افکندند.
الخامس: ألا یا أهل العالم إنّ جدّی الحسین علیه السّلام سحقوه عدوانا؛ آگاه باشید ای جهانیان که جدّ من حسین را از روی کینه توزی پایمال کردند».[1]
به هر حال؛ چه این جملات روایت باشد و چه نباشد و چه استناد آن به امام زمان(عج) محرز شود و یا نشود؛ بیانگر این واقعیت تاریخی است که امام حسین(ع) در روز عاشورا به حالت تشنگی شدید به شهادت رسید.
در روایتی چنین نقل شده است:
«حسین(ع)، تشنه شد و کاسه آبى خواست. هنگامى که آنرا به دهان بُرد، حُصَین بن نُمَیر، تیرى به سوى او انداخت که به دهانش فرو رفت و میان او و آب نوشیدن، مانع شد و حسین، کاسه را از دست، فرو گذاشت. هنگامى که دید دشمنان از او پس میکِشند، برخاست و بر تَل و سیلْ بندِ کنار فرات، به سوى آب رفت که جلویش را گرفتند...».[2]
و منابع کهن حدیثی و تاریخی دیگری که شدّت تشنگی امام حسین(ع) را در روز عاشورا نقل کردهاند.[3]
منابع:
[1]. یزدى حایرى، على، إلزام الناصب فی إثبات الحجة الغائب (عج)، محقق، مصحح، عاشور، على، ج 2، ص 233، بیروت، مؤسسة الأعلمى، چاپ اول، 1422ق.
[2]. دینورى، احمد بن داود، الاخبار الطوال، تحقیق، عامر، عبد المنعم، مراجعه، شیال، جمال الدین، ص 258، قم، منشورات الرضى، 1368ش.
[3]. ر.ک: سید بن طاوس، اللهوف فی قتلی الطفوف، ص 120، تهران، نشر جهان، چاپ اول، 1348ش؛ ابن نما حلی، جعفر بن محمد، مثیر الأحزان، قم، ص 73، مدرسه امام مهدی(عج)، چاپ سوم، 1406ق.

ادامه مطلب
امام هادی علیهالسلام می فرمایند: اگر پس از غايب شدن حضرت قائم عليهالسلام دانشمندان الهى كه مردم را به سوى او دعوت مىكنند و راهنمايى مىنمايند و از دينش دفاع مىكنند و بندگان ناتوان خداوند را از دام شيطان و دامهاى دشمنان اهل بيت عليهمالسلام نجات مىدهند، نبودند، هيچ كسی نمىماند مگر اين كه از دين باز مىگشت، ولى آناناند كه زمام دلهاى شيعيان ضعيف را همچون سكّان در دست ناخداى كشتى به دست گرفتهاند. اينان همان انسانهاى برتر نزد خداوند هستند.
متن حدیث:
امام هادى عليه السلام: لَولا مَنْ يَبْقى بَعْدَ غَيْبَةِ قائِمِكُمْ عليه السلام مِنَ الْعُلَماءِ الدّاعينَ اِلَيْهِ وَ الدّالّينَعَلَيْهِ وَ الذّابّينَ عَنْ دينِهِ بِحُجَجِ اللّه ِ وَ المُنْقِذينَ لِضُعَفاءِ عِبادِ اللّه ِ مِنْ شِباكِ اِبْليسَ وَ مَرَدَتِهِ وَ مِنْ فِخاخِ النَّواصِبِ لَما بَقىَ اَحَدٌ اِلاَّ ارْتَدَّ عَنْ دينِ اللّه ِ وَ لكِنَّهُمُ الَّذينَ يُمْسِكونَاَزِمَّةَ قُلوبِ ضُعَفاءِ الشّيعَةِ كَما يُمْسِكُ صاحِبُ السَّفينَةِ سُكّانَها اُولئِكَ هُمُ الاَْفْضَلونَ عِندَ اللّه ِ عَزَّوَجَلَّ.
« احتجاج، جلد2، صفحه 260»
جمعه روز حضرت صاحب الزّمان(عج):
وَ أَسْأَلُ اللَّهَ أَنْ یُصَلِّیَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَنْ یَجْعَلَنِی مِنَ الْمُنْتَظِرِینَ لَكَ وَ التَّابِعِینَ وَ النَّاصِرِینَ لَكَ عَلَى أَعْدَائِكَ وَ الْمُسْتَشْهَدِینَ بَیْنَ یَدَیْكَ فِی جُمْلَةِ أَوْلِیَائِكَ یَا مَوْلایَ یَا صَاحِبَ الزَّمَانِ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیْكَ وَ عَلَى آلِ بَیْتِكَ هَذَا یَوْمُ الْجُمُعَةِ وَ هُوَ یَوْمُكَ الْمُتَوَقَّعُ فِیهِ ظُهُورُكَ وَ الْفَرَجُ فِیهِ لِلْمُؤْمِنِینَ عَلَى یَدَیْكَ وَ قَتْلُ الْكَافِرِینَ بِسَیْفِكَ وَ أَنَا یَا مَوْلایَ فِیهِ ضَیْفُكَ وَ جَارُكَ وَ أَنْتَ یَا مَوْلایَ كَرِیمٌ مِنْ أَوْلادِ الْكِرَامِ وَ مَأْمُورٌ بِالضِّیَافَةِ وَ الْإِجَارَةِ فَأَضِفْنِی وَ أَجِرْنِی صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیْكَ وَ عَلَى أَهْلِ بَیْتِكَ الطَّاهِرِینَ. نَزِیلُكَ حَیْثُ مَا اتَّجَهَتْ رِكَابِی وَ ضَیْفُكَ حَیْثُ كُنْتُ مِنَ الْبِلادِ.
لسان به حق ناطقِ امام جعفر صادق علیه السلام فرمودند :
وقتی (مدت) عذاب بر بنی اسرائیل طولانی شد، به پیشگاه خدا چهل صباح ضجه و گریه کردند، تا اینکه خداوند به موسی و هارون وحی فرمود، که آنها را از (شر) فرعون نجات دهند!
پس به این ترتیب صدو هفتاد سال (از عذاب مقدر بر ایشان) کم شد.
سپس امام صادق علیه السلام فرمودند :
وضع شما نیز همینطور است، اگر چنین کنید خداوند فرج ما را می رساند، ولی اگر چنین نکنید، امر (فرج) به آخرین حد خود خواهد رسید.
بحار، ج۵۲، ص ۱۳۱، ح ۳

میفهمم كه ملكوت آسمان و زمین دائماً به تو ارائه میشود، امّا این گونههای خراشیده كه با این حقایق التیام نمییابند! كاش جای آن پیرزن بودم كه برای خریدنت كلاف نخ ـ همه ی دار و ندارش ـ را داد و اسمش در زمرة خریدارانت ثبت شد. همین كه كسی را به «خواستار» تو بودن قبول كنند خودش غنیمتی است. میارزد كه آدم به خاطرش هست و نیست خود را بدهد...
پناهگاه پنهاهم!
سایهات بر سرم مستدام باشد. این هوای دوری تو، خیلی آلوده است. با هجوم بیرحمانة شهوات چه كنم؟ با كدام جان و قوّه از پس دسیسة نفس برآیم؟ كجا میتوانم پشت شیطان شیّاد را به خاك بمالم؟ تو باید بالای سرم باشی! من آقا بالاسر میخواهم، وگرنه همه چیز خراب میشود! روزگار بیتو زیستن، آخرالزّمان است. رمق و تاب و توان من هم به آخر رسیده، عمر منتظران هم به خطّ پایان نزدیك میشود، قطحی آمده، آبِ چشمها هم ته كشیده است.
نهر حیا هم دیگر خشك شده، باغ غیرت همهاش آفت زده، ذخیرة اخلاق هم دیگر دارد تمام میشود... میبینی انگار آخرالزّمانی، آخر همه چیز است؛ ولی فدایت شوم! تو كه آخرِ سخاوتی، تو كه نهایت حیایی، تو كه غایت غیرتی، تو كه دفینة فتوّتی، نمیشود به همین زودی این «آخرالزّمان» شقاوت را به «اوّل الزّمان» سعادت پیوند بزنی؟ نمیشود این نكبت غیبت را به سرور ظهور پایان دهی؟ نمیشود آغازی بر این پایان بنویسی؟ نمیشود؟...
نمك به زخمت نپاشم، میدانم كه خودت هم در حیرتی؛ از یك طرف شیعه را میبینی كه زیر پای خیل رنجها له میشوند و از یك طرف دستت و راهت باز نیست تا كاری كنی، فریادی زنی و همه چیز را زیر و رو كنی... انگار این استخوان صبر كه در گلو داری، همان است كه راه گلوی پدرت را بسته بود! گویی این خارِ چشم خراش خموشی همان است كه اشك مرتضایت را در آورده بود! باید سكوت كنی. به خاطر خدا باید تحمّل كنی و نباید ببری! و تو هرگز نبریدهای، زمینگیر نشدهای، كم نیاوردهای. ایستادهای چون كوه و مایه ی استواری زمین شدهای تا زمینیان را فرو نبلعد!
نازنین پرده نشینم!
پلكهایم پوك شدهاند، پاهایم آبله زدهاند! پای چشمم گود افتاده، موهام سفید شدهاند! آب رفتهام از بس در این سلول انفرادی ـ دنیا را میگویم ـ بینور و هوا نفس كشیدهام. هوای ابری خیلی دلگیر است، خودت میدانی! آدم احساس خفگی میكند، دوست دارد سقف آسمان را بشكافد تا طرحِ نوِ آفتاب نمایان شود. خودت دعا كن این ابرها بروند كنار، تا چشم روشنی هستی آشكار شود. عزیز مصر وجود من! مملكت باطنم آشفته، مرزهایش بیپاسبان مانده، اوضاع فرهنگیاش به هم ریخته، درش آشوب شده و دیر نیست كه آن را از كفت بربایند! وقتست كه بیایی این محاصره را بشكنی و مرا آزاد كنی، آزاد در بندگی خودت!
ماهنامه موعود شماره 114
انحطاط و پستی انسان بهحدی است که قوم حضرت صالح علیهالسلام ناقه صالح را با اینکه وسیله ارتزاق و نعمت آنها بود، پی کردند، چنانکه قرآن کریم درباه آن میفرماید:«لهَا شِرْبٌ وَ لَکمْ شِرْبُ یوْمٍ معْلُومٍ؛ یعنی، یک روز آب سهم شما باشد و روز دیگر سهم آن».
آن ناقه، یک روز آب چاه را میخورد و در عوض به آنها شیر میداد! بنابراین، همان گونه که ممکن است عُقلا خزینه و انبار نعمت خود را نابود کنند ـ همچنان که ناقه صالح را کشتند ـ امکان دارد که ما انسانهای عاقل! نیز امام زمان عجلاللهتعالیفرجهالشریف را که تمام خیرات از اوست و از ناقه صالح بالاتر و پر فیضتر است برای اغراض شخصیه خود به قتل برسانیم!
در محضر بهجت، ج۱، ص۹۱
امام باقر علیه السلام:
«بر مردم زمانى مىآید که امام شان از منظر آنان غایب مىشود. خوشا به حال آنان که در آن زمان در امر [ولایت] ما اهل بیت(علیهمالسلام) ثابت قدم و استوار بمانند! کمترین پاداشى که به آنان مىرسد، این است که خداى متعال خطابشان مىکند و مىفرماید:
سيره امام مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) در رفتار شخصي و نيز در ارتباط با مردم، نمايانگر يك حاكم اسلامي نمونه است كه حكومت در نگاه او وسيلهاي است براي خدمت به مردم و رسانيدن آنها به قلههاي كمال و نه جايگاهي براي زراندوزي و ستمگري و به استثمار كشيدن بندگان خدا!
به راستي كه آن امام صالحان در كرسي حكمفرمايي ياد آور حكومت پيامبر اكرم(صلي الله عليه و آله وسلم) و اميرالمؤمنين علي(عليه السلام) است و با وجود آنكه همه اموال و ثروتها در اختيار اوست در زندگي شخصي خود در پايين ترين سطح به سر ميبرد و به كمترينها قناعت ميكند.
امام علي(عليه السلام) در توصيف او فرموده است:
«امام ]مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) [ با خود عهد ميبندد كه ]اگرچه حاكم و رهبر جامعه بشري است ولي[ همانند رعيت خود راه رود و مانند آنان بپوشد و بر مركبي همچون مركب آنها سوار شود... و به كم قناعت كند.»1
امام علي(عليه السلام) خود چنين بود و در زندگي دنيا و خوراك و پوشش آن زهدي پيامبرگونه داشت و مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) در اين ميدان به آن حضرت اقتدا خواهد كرد.
امام صادق(عليه السلام) فرمود:
«اِنَّ قائِمَنا اِذا قامَ لَبِسَ لِباسَ عَلِي وَ سارَ بِسيرَتِهِ2؛
وقتي قائم ما قيام كند لباس علي(عليه السلام) را در بر ميكند و روش او را پيش ميگيرد.»
او كه درباره خود سخت گير و دقيق است، با امت چون پدري مهربان است و آسايش و راحتي آنها را ميخواهد به گونهاي كه در روايت امام رضا(عليه السلام) اينگونه توصيف شده است:
«اَلاِْمام، الاَْنيسُ الرّفيق وَالوالِدُ الشَّفيق وَالاَْخُ الشَّقيق وَالأُمُّ البَرَّةِ بِالْوَلَدِالصَّغير مَفْزَعُ الْعِبادَ فِي الدّاهِية النّاد3
امام آن همدم همراه و آن پدر مهربان و برادر تني (كه پشتيبان برادر) است و مادر دلسوز نسبت به فرزند خردسال است و پناهگاه بندگان در واقعه هولناك.»
آري او چنان با امت صميمي و نزديك است كه همه او را پناهگاه خود ميدانند.
از پيامبر مكرّم اسلام(صلي الله عليه و آله وسلم) روايت شده كه درباره مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) فرموده است: «امّتش به او پناه ميبرند آن گونه كه زنبورها به ملكه خود پناهنده ميشوند.»4
او مصداق كامل رهبري است كه از ميان مردم برگزيده شده و در بين آنها و مانند آنها زندگي ميكند. به همين دليل دردهاي آنها را به خوبي ميشناسد و درمان آن را ميداند و تمام همّت خود را براي بهبودي حال آنها به كار ميگيرد و در اين راه تنها به رضايت الهي ميانديشد. در اين صورت چرا امّت در كنار او به آرامش و امنيّت نرسد و به كدام دليل دل به غير او بسپارد؟!
پي نوشت ها:
1. منتخب الاثر، فصل 6، باب 11، ح 4، ص 581.
2. وسائل الشيعه، ج 3، ص 348.
3. اصول كافى، ج 1، ح 1، ص 225.
4. منتخب الاثر، فصل 7، باب 7، ح 2، ص 598.
سيد علي خان در كلم طيب فرموده: اين استغاثه اى است به حضرت صاحب الزمان صلوات الله عليه هر جا كه باشى دو ركعت نماز بحمد و هر سوره كه خواهى بگزار پس رو به قبله زير آسمان بايست و بگو:
سَلَامُ اللَّهِ الْكَامِلُ التَّامُّ الشَّامِلُ الْعَامُّ وَ صَلَوَاتُهُ الدَّائِمَةُ وَ بَرَكَاتُهُ الْقَائِمَةُ التَّامَّةُ عَلَى حُجَّةِ اللَّهِ وَ وَلِيِّهِ فِي أَرْضِهِ وَ بِلَادِهِ وَ خَلِيفَتِهِ عَلَى خَلْقِهِ وَ عِبَادِهِ وَ سُلَالَةِ النُّبُوَّةِ وَ بَقِيَّةِ الْعِتْرَةِ وَ الصَّفْوَةِ صَاحِبِ الزَّمَانِ وَ مُظْهِرِ الْإِيمَانِ وَ مُلَقِّنِ [مُعْلِنِ] أَحْكَامِ الْقُرْآنِ وَ مُطَهِّرِ الْأَرْضِ وَ نَاشِرِ الْعَدْلِ فِي الطُّولِ وَ الْعَرْضِ وَ الْحُجَّةِ الْقَائِمِ الْمَهْدِيِّ الْإِمَامِ الْمُنْتَظَرِ الْمَرْضِيِّ [الْمُرْتَضَى] وَ ابْنِ الْأَئِمَّةِ الطَّاهِرِينَ الْوَصِيِّ ابْنِ الْأَوْصِيَاءِ الْمَرْضِيِّينَ الْهَادِي الْمَعْصُومِ ابْنِ الْأَئِمَّةِ الْهُدَاةِ الْمَعْصُومِينَ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا مُعِزَّ الْمُؤْمِنِينَ الْمُسْتَضْعَفِينَ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا مُذِلَّ الْكَافِرِينَ الْمُتَكَبِّرِينَ الظَّالِمِينَ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا مَوْلَايَ يَا صَاحِبَ الزَّمَانِ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا ابْنَ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا ابْنَ فَاطِمَةَ الزَّهْرَاءِ سَيِّدَةِ نِسَاءِ الْعَالَمِينَ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا ابْنَ الْأَئِمَّةِ الْحُجَجِ الْمَعْصُومِينَ وَ الْإِمَامِ عَلَى الْخَلْقِ أَجْمَعِينَ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا مَوْلَايَ سَلَامَ مُخْلِصٍ لَكَ فِي الْوِلَايَةِ أَشْهَدُ أَنَّكَ الْإِمَامُ الْمَهْدِيُّ قَوْلًا وَ فِعْلًا وَ أَنْتَ الَّذِي تَمْلَأُ الْأَرْضَ قِسْطاً وَ عَدْلًا بَعْدَ مَا مُلِئَتْ ظُلْماً وَ جَوْراً فَعَجَّلَ اللَّهُ فَرَجَكَ وَ سَهَّلَ مَخْرَجَكَ وَ قَرَّبَ زَمَانَكَ وَ كَثَّرَ أَنْصَارَكَ وَ أَعْوَانَكَ وَ أَنْجَزَ لَكَ مَا وَعَدَكَ فَهُوَ أَصْدَقُ الْقَائِلِينَ وَ نُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثِينَ يَا مَوْلَايَ يَا صَاحِبَ الزَّمَانِ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ حَاجَتِي كَذَا وَ كَذَا
و بجاى كذا و كذا حاجات خود را ذكر كند
فَاشْفَعْ لِي فِي نَجَاحِهَا فَقَدْ تَوَجَّهْتُ إِلَيْكَ بِحَاجَتِي لِعِلْمِي أَنَّ لَكَ عِنْدَ اللَّهِ شَفَاعَةً مَقْبُولَةً وَ مَقَاماً مَحْمُوداً فَبِحَقِّ مَنِ اخْتَصَّكُمْ بِأَمْرِهِ وَ ارْتَضَاكُمْ لِسِرِّهِ وَ بِالشَّأْنِ الَّذِي لَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ بَيْنَكُمْ وَ بَيْنَهُ سَلِ اللَّهَ تَعَالَى فِي نُجْحِ طَلِبَتِي وَ إِجَابَةِ دَعْوَتِي وَ كَشْفِ كُرْبَتِي
و بخواه هر چه خواهى كه برآورده ميشود إن شاء الله تعالى مؤلف گويد كه بهتر آن است كه در ركعت اول نماز اين استغاثه بعد از حمد سوره إِنَّا فَتَحْنا بخواند و در ركعت دوم إِذا جاءَ نَصْرُ اللَّه
كليات مفاتيح الجنان،نويسنده:شیخ عباس قمى،ناشر: اسوه ،ص: 118
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى وَلِيِّكَ وَ ابْنِ أَوْلِيَائِكَ الَّذِينَ فَرَضْتَ طَاعَتَهُمْ وَ أَوْجَبْتَ حَقَّهُمْ وَ أَذْهَبْتَ عَنْهُمُ الرِّجْسَ وَ طَهَّرْتَهُمْ تَطْهِيراً اللَّهُمَّ انْصُرْهُ وَ انْتَصِرْ بِهِ لِدِينِكَ وَ انْصُرْ بِهِ أَوْلِيَاءَكَ وَ أَوْلِيَاءَهُ وَ شِيعَتَهُ وَ أَنْصَارَهُ وَ اجْعَلْنَا مِنْهُمْ اللَّهُمَّ أَعِذْهُ مِنْ شَرِّ كُلِّ بَاغٍ وَ طَاغٍ وَ مِنْ شَرِّ جَمِيعِ خَلْقِكَ وَ احْفَظْهُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ مِنْ خَلْفِهِ وَ عَنْ يَمِينِهِ وَ عَنْ شِمَالِهِ وَ احْرُسْهُ وَ امْنَعْهُ أَنْ يُوصَلَ إِلَيْهِ بِسُوءٍ وَ احْفَظْ فِيهِ رَسُولَكَ وَ آلَ رَسُولِكَ وَ أَظْهِرْ بِهِ الْعَدْلَ وَ أَيِّدْهُ بِالنَّصْرِ وَ انْصُرْ نَاصِرِيهِ وَ اخْذُلْ خَاذِلِيهِ وَ اقْصِمْ بِهِ جَبَابِرَةَ الْكُفْرِ وَ اقْتُلْ بِهِ الْكُفَّارَ وَ الْمُنَافِقِينَ وَ جَمِيعَ الْمُلْحِدِينَ حَيْثُ كَانُوا مِنْ مَشَارِقِ الْأَرْضِ وَ مَغَارِبِهَا وَ بَرِّهَا وَ بِحْرِهَا وَ امْلَأْ بِهِ الْأَرْضَ عَدْلًا وَ أَظْهِرْ بِهِ دِينَ نَبِيِّكَ عَلَيْهِ وَ آلِهِ السَّلَامُ وَ اجْعَلْنِي اللَّهُمَّ مِنْ أَنْصَارِهِ وَ أَعْوَانِهِ وَ أَتْبَاعِهِ وَ شِيعَتِهِ وَ أَرِنِي فِي آلِ مُحَمَّدٍ مَا يَأْمُلُونَ وَ فِي عَدُوِّهِمْ مَا يَحْذَرُونَ إِلَهَ الْحَقِّ آمِين
خدايا درود فرست بر نماينده و فرزند نمايندگانت آنانكه فرض و لازم كردى فرمانبرداريشان را و واجب كردى حقشان را و دور كردى از ايشان پليدى را و به خوبى پاكيزه شان كردى خدايا ياريش كن و يارى كن به او دين و آئينت را و يارى كن بوسيله او دوستانت را و هم دوستان او و پيروان و يارانش را و ما را از ايشان قرارمان ده خدايا پناه ده آن جناب را از شر هر زورگو و سركشى و از شر تمام آفريدگانت و نگاهش دار از پيش رو و از پشت سرش و از سمت راست و از سمت چپش ونگهداريش كن وجلوگيرى كن آن جناب را از اينكه پيش آمد بدى برايش رخ دهد.
و حفظ كن در وجود او پيامبرت و آل پيامبرت را و آشكار كن بدو عدل و داد را و تاييدش كن به يارى (و پيروزى ) خود و يارى كن ياورش را و خوارگردان هركه دست از ياريش بردارد و سركوب كن بدست آن جناب گردنكشان كفر وبى دينى را وبكش بوسيله اش كفار و منافقين و تمام بى دينان را هركجا كه هستند در شرقهاى زمين و غربهاى آن و خشكى و دريا و پركن بوسيله او زمين را از عدل و داد و آشكار كن بوسيله آن جناب آيين پيامبرت را كه بر او و آلش سلام باد و قرار ده خدايا مرا از ياران و كمك كاران و تابعان و شيعيانش و به من بنمايان در مورد خاندان محمد آنچه آرزو دارند و در دشمنانشان آنچه بيم دارند اى معبود به حق آمين.
كليات مفاتيح الجنان،نويسنده:شیخ عباس قمى،ناشر: اسوه ،ص: 560
ادامه مطلب
ادامه مطلب
«امام بعد از من، پسرم على عليه السّلام است، امر او امر من است، و سخن او سخن من، و اطاعت از او اطاعت از من مى باشد، و امام بعد از او پسرش حسن عليه السّلام است، امر او امر پدرش، و سخن او سخن پدرش، و اطاعت از او، اطاعت از پدرش مى باشد»، سپس سكوت كرد.
عرض كردم: «اى پسر رسول خدا! امام بعد از حسن عسكرى عليه السّلام كيست؟»،
آن حضرت گريه شديد كرد، سپس فرمود: «همانا بعد از حسن عليه السّلام، پسرش قائم به حقّ و منتظر مى باشد».
علت نامگذاری قائم:
عرض كردم: «اى فرزند رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله، چرا او «قائم» ناميده شده است؟».
فرمود: «زيرا پس از آنكه نامش از يادها مى رود، و بيشتر كسانى كه به امامتش معتقد بودند، مرتد مى شوند، قيام مى كند».
عرض كردم: «اى پسر رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله، چرا او را «منتظر» نامند؟».
ادامه مطلب
ادامه مطلب
در روز عید فطر اگر آن حضرت صاحب حکم و امر بود و در مسند حکومت نشسته بود و همه مردم در زیر فرمان آن حضرت بودند، بایستی به افتخار توجه و احسان خداوند به آن حضرت و بر تمامیت قدرتش به او تبریک و تهنیت گفت.
آری! اگر دوران حضور حضرتش را در مقابل دیدگانت حاضر میکردی و میدیدی چگونه پرچم اسلام با عدل و داد به اهتزاز آمده و همه اموال در راه خدا به بندگان بخشیده میشود و چگونه ایمنی و امنیت همه مناطق دور و نزدیک را فرا گرفته و چگونه هر ناتوان و خوار و تنهایی را به طور کامل یاری میکنند؟ و چگونه حکم با هر و سلطنت پیروز و ماهر خدا در همه جا آشکار میشود، طوری که عقلها و دلها شادمان میشوند و همه آفاق تا کران از نور و روشنایی پر میشود، اگر چنین مدینه فاضلهای را در برابر دیدگانت مجسم میکردی، در عیدی همچون عید فطر که به آمدن آن مسرور و خوشحال بودی عیشت مکدر شده و به هم خواهد خورد و خواهی دانست که چقدر کرامت خدا و فضل و احسان او از تو فوت شده و اشک در چشمانت حلقه خواهد زد، زیرا سزاوار است که تو بر عزیز خود وفا نمایی، لذا دعا میکنیم برای ظهور آن بزرگوار در روز عید فطر از زبان امام محمد باقر (ع)که حضرت میفرمایند:
در روز جمعه، عید فطر و عید قربان چون برای رفتن به نماز آمده شدی بگو:
«اَللَّهُمَّ مَنْ تَهَیَّأ فی هذَا الْیَوْمِ أوْ تعبأ او أعَدَّ وَ اسْتَعَدَّ لِوِفَادَهٍ إلى مَخْلُوقٍ رَجاءَ رِفْدِهِ وَ جائِزَتِهِ وَ نَوافِلِهِ فَإلَیْکَ یا سَیِّدی کانَتْ وِفادَتی وَ تَهْیِئَتی وَ إعْدادی وَ اسْتِعْدادی رَجاءَ رِفْدِک وَ جَوائِزِکَ وَ نَوافِلِکَ.
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ عَبْدِکَ وَ رَسُولِکَ وَ خِیَرَتِکَ مِنْ خَلْقِکَ وَ عَلىًّ أمیرِالْمُؤْمِنینَ وَ وَصِیِّ رَسُولِکَ، وَ صَلِّ – یا رَبِّ – عَلى أئِمَّهِ الْمُؤْمِنینَ، الْحَسَنِ وَ الْحُسَیْنِ وَ عَلِیٍّ وَ مُحَمَّدٍ وَ جَعْفَرٍ وَ مُوسى وَ عَلِیٍّ وَ مُحَمَّدٍ وَ عَلِیٍّ وَ الْحَسَنِ وَ صاحِبِ الزَّمانِ علیهم السلام.
اَللَّهُمَّ افْتَحْ لَهُ فَتْحاً یَسیراً وَ انْصُرْهُ نَصْراً عَزیزاً. اَللَّهُمَّ أظْهِرْ بِهِ دینَکَ وَ سُنَّهَ رَسُولِکَ حَتّى لایَسْتَخْفِیَ بِشَیْءٍ مِنَ الْحَقِّ مَخافَهَ أحَدٍ مِنَ الْخَلْقِ.
اَللَّهُمَّ إنّا نَرْغَبُ إلَیْکَ فی دَوْلَهٍ کَریمَهٍ تُعِزُّ بِهَا الإْسْلامَ وَ أهْلَهُ وَ تُذِلُّ بِهَ النِّفاقَ وَ أهْلَهُ، وَ تَجْعَلُنا فیها مِنَ الدُّعاهِ إلى طاعَتِکَ وَ الْقادَهِ إلى سَبیلِکَ، وَ تَرْزُقُنا بِها کَرامَهَ الدُّنْیا وَ الْآخِرَهِ. اَللَّهُمَّ ما أنْکَرْنا مِنْ حَقٍّ فَعَرِّفْناهُ وَ ما قَصُرْنا عَنْهُ فَبَلِّغْناهُ»
و از خدا برای او دعا می کنی و بر دشمن او نفرین مینمایی و حاجت خود را مسألت میکنی و آخرین سخنت این باشد که:اللّهُمَّ استَجِب لَنا اللّهُم اجعَلنا مِمَّن تَذَکَّرَ فیهِ فَیَذَّکَّر
فارس
.: Weblog Themes By Pichak :.
























